تبليغاتX
گاهنامه کاوش
» تحصيل مناسب در دانشگاه(دكتر حسين خنيفر)

آدمى زاييده فرصت‏هاست و فرصت‏ها در بستر زمان تعريف شده‏اند.

دوران دانشجويى، دوران شدن، بهره گرفتن و سوخت‏گيرى علمى و عملى است؛ از اين رو، 20 گام در اين مقاله، ما را با مفاهيم و مرحله‏هاى مهم پيرامون تحصيل آشنا مى‏كند كه خواندن آن، برخى جهت‏هاى فعلى ما را مورد تأكيد يا تغيير و اصلاح قرار مى‏دهد؛ پس با ما همراه باشيد در 20 منزل «تحصيل مناسب در دانشگاه».

1. تحصيل مناسب در دانشگاه

آغاز مقاله امروز ما، از جان دبليوسانتراك1، مؤلف معروف روان‏شناسى سانتراك است. او معتقد است كه يكى از موفقيت‏هاى حرفه‏اى در طول عمر، تحصيل مناسب در دانشگاه است.

دوران دانشگاه، دوران جست‏وجو، كشف، خلق، ابداع و شدن است و اگر در اين برهه از عمر، در وجود خود جست‏وجوى دقيقى بكنيم، مى‏بينيم كه هزاران قدرت در اختيار داريم كه قابليت فعليت دارند.

2. چرا تحصيل؟

امروزه اگر از دانشجويان سؤال كنيد كه چرا به دانشگاه آمده‏اند، جواب‏هاى مختلفى مى‏شنويد. عده‏اى براى رشد و تعالى خود آمده‏اند. عده‏اى براى كار و آينده شغلى و عده‏اى براى به دست آوردن شرايط اجتماعى بهتر و خلاصه خيلى از دلايل ديگر؛ اما به هر دليلى كه وارد دانشگاه شده باشند، انتظار دارند تحصيل و دانشگاه براى آنها يك تجربه مثبت و ارزشمند باشد؛ زيرا به قول اديسون، آدمى از تجارب مثبت، شاهراه‏هاى زندگى را جست‏وجو مى‏كند.

3. مشكل كجاست؟

با اين وجود، هنوز برخى از دانشجويان كه در اين دوره قرار دارند، شايد ندانند كه اوج توان و رقم زدن فرصت‏ها را در درون خود دارند و در نتيجه نمى‏توانند از وقت خويش، حداكثر بهره را ببرند و حتى گاهى احساس مى‏كنند كه نمى‏توانند كارى را كه وظيفه دارند، انجام بدهند؛ در حالى كه مشكل اين نيست؛ مشكل اين است كه آنان نمى‏دانند آن را چگونه انجام دهند. نكات بعدى، راهگشاى اين مسئله است.

4. نگرش درست

اساس نگرش درست به تحصيل در دانشگاه، عامل رقم زدن موفقيت‏هاى بعدى است؛ از اين رو، در آغاز ترم بايد بگوييد: درس مى‏خوانم و ياد مى‏گيرم و با شروع ترم، با شركت مرتب در كلاس‏ها و انجام تكاليف، به مرور درس‏ها بپردازيد. در اين صورت، در طول ترم، بارهاى كسب دانش، سبك‏تر مى‏شوند. از اين جهت، دانشجويان به سه دسته تقسيم مى‏شوند؛

الف) عده‏اى روش تدريجى را اتخاذ مى‏كنند؛ يعنى در طول ترم تحصيلى، يادگيرى و تكاليف را تقسيم مى‏كنند و آهسته و پيوسته با محتوا و مفاهيم درس‏ها پيش مى‏روند. اينان در آخر ترم، راحت‏تر هستند.

ب) عده‏اى هيجانى عمل مى‏كنند؛ يعنى در برخى درس‏ها يا در بعضى ايام، با برنامه دقيق كار مى‏كنند و سپس در روزهايى ديگر از ترم تحصيلى، به خمودى روى مى‏آورند كه البته اين روش، آدمى را عصبى بار مى‏آورد.

ج) روش تلمبارى؛ در اين روش، از آغاز ترم تحصيل تا اواخر، صرفاً حضور در كلاس و انجام تكاليف خيلى ضرورى صورت مى‏گيرد؛ ولى از مطالعه مستمر، دقيق و مداوم خبرى نيست. اين مسئله، در پايان هر ترم، مشكلات و فشارهاى زيادى به دانشجويان وارد مى‏كند و غالباً شكست در تحصيل يا افتادن‏هاى مكرر از واحدها، در اين روش روى مى‏دهد.

5. مطالعه مستمر

اين جمله معروف است كه يكى دو روز قبل از ترم اول، براى برخى از دانشجويان، چند سال طول مى‏كشد. اين نكته تا حد زيادى درست است و بيشتر شامل افراد دسته سوم است.

با وجود مشكلات موجود، هميشه دانشجويانى موفق مى‏شوند كه عزم خود را براى درس خواندن، تحصيل و تحقيق در طول مدت تحصيل، به صورت برنامه‏ريزى شده، جزم كرده باشند. مطالعه مستمر، يك هديه بزرگ براى شما دارد و آن آرامش است.

6. عامل موفقيت

ملزم بودن به انجام دادن كارها، مهم‏ترين عامل موفقيت در دانشگاه است.

برتراند راسل مى‏گويد: آدم‏هاى بى‏نظم، هميشه فرداها را ملاك عمل قرار مى‏دهند و آدم‏هاى دانا، ديروز را به تسخير در آورده، براى امروز برنامه دارند و فردا را نيز در ظرف امروز مى‏بينند.2

7. موضع شكست چيست؟

بسيارى از دانشجويان، از همان ابتدا، موضع آدم شكست خورده را مى‏گيرند و چون مى‏پذيرند كه كارى نمى‏توانند بكنند، هيچ تلاشى نمى‏كنند؛ ولى تنها راهى كه مى‏تواند آنها را از اين حالت نجات دهد، همانا شناخت موضع شكست است و موضع اصلى، به استقبال آن رفتن است.

اساساً ما انسان شكست خورده نداريم؛ بلكه اين ما هستيم كه شكست را به سمت خود جهت مى‏دهيم.

ترس‏ها، ترديدها و در خود ماندن‏ها، فرد را مبدل به برده زمان مى‏كند. وقتى در شرايطى واقع مى‏شويد كه ظاهراً به بن‏بست رسيده‏ايد، چه بايد بكنيد؟3

8. خروج از بن‏بست

راه خروج از بن‏بست، سه چيز است؛

1. باور و ايمان به توان بى‏پايان درون انسان.

2. يك شروع محكم، با برنامه و دقيق كه بسيار لذت‏بخش است.

3. تغيير ديد و نگرش معيوب قبلى و تبديل آن به يك نگرش مثبت، اميدوار و با تأمل در مسائل.

اين سه عامل، سه كليد طلايى هستند.

نيوتن مى‏گفت: اگر من به جايى رسيده‏ام، بر اثر ايمان، كار و كوشش است.4

از وى سؤال كردند: چطور موفق به اين اكتشافات زياد شديد؟ وى جواب داد: با تأمل مستمر در آنها.

او درباره يك موضوع، آن قدر فكر و تأمل مى‏كرد كه برايش همانند روز روشن مى‏گرديد.

9. شروع محكم چيست؟

براى شروع محكم تحصيل در دانشگاه، داشتن يك برنامه خوب، ضرورى است. در بسيارى از دانشگاه‏ها، افراد موفق و مصمم، موفقيت‏هاى خود را مديون آغاز (Start) خوب مى‏دانند. آگاهى از درس‏ها، دقت در انتخاب‏ها، مشورت با افراد آگاه، دوستى با دانشجويان ترم بالاتر و تقسيم كلاس‏ها در طول چند روز هفته، از مزاياى انتخاب و حركت درست تحصيلى است.

شروع محكم، نوعى قبول زحمت مستمر براى جايابى علمى در ذهن است.

الكساندر هاميلتن مى‏گويد:

مردم گاهى علت موفقيت مرا در اين مى‏دانند كه داراى نبوغ هستم و حال آن كه آن چه از نبوغ خود اطلاع دارم، آن است كه خيلى زحمت كش هستم.

10. ابوتَمام

درباره «ابوتمام حبيب الطايى» گفته شده است كه او در ايام جوانى، سقايى بيش نبود و با فروش آب، امرار معاش مى‏كرد؛ ولى بر اثر سعى و كوشش، كارش در شاعرى به مرتبه‏اى رسيد كه ملقب به «خاتم الشعرا» گرديد. به راستى چرا؟ پاسخ روشن است؛ اراده، خواستن و غلبه بر وضع موجود و زندگى خطى.

خداوند مى‏داند كه در درون ما انسان‏ها، قدرت‏هايى نهان است كه مى‏توانند ما را به هر درجه‏اى از كمال برسانند و جالب اين كه كليد گشودن اين قفل‏ها هم در دست ماست. چرا قفل را نمى‏گشاييم؟ بياييد به جاى شكستن در، به جاى شكستن قفل، به جاى گريه و زارى و شكست پشت اين در و قفل، كليد را جست‏وجو كنيم. اين كليد، شايد در دست ما باشد.

اگر نيمه تمام هستيم، تا عمر ما تمام نشده است، به راحتى مى‏توانيم ابوتمام شويم.

11.تلاش

بزرگمهر مى‏گويد: «بايد لب فرو بست و به جاى نكوهش بخت، شانس، دنيا و...، ذهن، بازو، جسم و فكر را فعال كرد؛ كار كرد؛ دَم نزد و يقين نمود كه كليد طلايى كاميابى، تلاش، كار و كوشش است.5

تلاش به منظور موفقيت، كمال و پيشرفت، از خصوصيات برجسته انسان‏هاست.6

12. خط مشى گذارى

آشنايى با خط مشى‏ها، خط مشى گذارى و شناخت خط مشى‏هاى كلى هر درس، ما را در تعامل با آن دانش يارى مى‏دهد. از اين رو، راه ديگر يك شروع خوب، آشنايى با خطوط اصلى درس‏هاست. خط مشى درس‏ها را از لابه‏لاى تدريس استاد، سرفصل‏ها و مطالب كلى جلسه اول يا سرفصل هر استاد كه به صورت مكتوب ارائه مى‏شود، مى‏توان فهميد و بر اساس آن خط مشى‏ها، مى‏توان حركت كرد.

13. بهره‏ورى از زمان

ما همه به وقت آزاد نياز داريم؛ وقتى كه در آن وظيفه‏اى در قبال ديگران نداريم و مى‏توانيم آن را صرف استراحت و تفريح كنيم؛ ولى در اوقات فراغت، زمان را فراموش مى‏كنيم و يك دفعه متوجه مى‏شويم كه دقت چندانى براى انجام كارهايى كه بايد انجام بدهيم، نداريم. هيچ مهارتى در دوران تحصيل در دانشگاه، مهم‏تر از تنظيم وقت نيست.

اگر از زمانتان به خوبى استفاده نكنيد، تحصيلات دانشگاهى‏تان و به دنبال آن، اهداف زندگى‏تان كه به آن بستگى دارد، لطمه خواهند خورد.

14. رابطه موفقيت و كوشش

موفقيت، احساس زيبايى است كه نتيجه كوشش فرد است؛ پس در دوران دانشجويى كه بهترين فرصتِ شدن است، موفقيت را احساس كنيم.

اگر در اين دوران، همواره به دنبال اين هستيد تا ديگران شما را تأييد كنند،

اگر هميشه دوست داريد كه بدانيد ديگران درباره شما چه نظرى دارند،

اگر پيش از آن كه به رضايت درونى خودتان فكر كنيد، خود را نيازمند آن مى‏بينيد كه اطرافيان از شما راضى باشند،

اگر پيوسته لازم مى‏بينيد به ديگران نشان دهيد كه كارهاى شما پسنديده و درست است،

اگر دائماً در حال سبك و سنگين كردن روابط خودتان با ديگران هستيد و اگر مدام خود را وابسته به اشخاص معروف و مهم معرفى مى‏كنيد،

بايد بگوييم كه به طور دردناكى خود را گرفتار كرده‏ايد؛ ولى يقيناً اين گونه نيستيد و بايد اطمينان پيدا كنيد كه موفقيت‏هاى شما، ثمره كوشش‏هاى شماست و اين لذت‏بخش است.7

15. تقويم ماهيانه

افراد موفق، تابع برنامه‏هاى آينده‏گرا هستند؛ از اين رو، تقويم ماهيانه و تنظيم فعاليت‏ها در طول يك ماه آينده، سه هديه به ما مى‏دهد؛

1. آرامش.

2. تعريف برنامه‏ها در قالب زمان و مشخص شدن اهداف آينده.

3. تحقق خيلى از خواسته‏ها.

براى اين كار، يك تقويم ماهيانه تنظيم كنيد. اين، اولين روش تنظيم وقت به صورت مكتوب است؛ چون به شما اجازه مى‏دهد تا با يك نگاه بفهميد كه در هفته‏هاى بعد، بايد چه كار كنيد. در تقويم ماهيانه، براى يادداشت‏ها و كارهاى بعدى هم جاى خالى بگذاريد.

16. نتيجه‏بخشى

اديسون مى‏گويد: «هيچ يك از اختراعات من، محصول تصادف نيست. وقتى كه معتقد شدم فلان كار نتيجه‏بخش است، خودم را به آن كار مى‏بندم و تجربه‏هاى مختلف مى‏كنم تا كامياب شوم و به نتيجه برسم».

زندگى ما، مملو از فرصت‏هايى است كه مى‏دانيم به نتايج كام‏بخش و ارزشمند مى‏رسند. گاهى كاهلى، تنبلى، نداشتن سرعت عمل و...، باعث خراب شدن آن فرصت‏ها مى‏شود.

ديزرا ئيلى مى‏نويسد:

موفقيت از آن آدم‏هاى داراى سرعت عمل است و گرنه آدم‏هاى مردد و كاهل، آن قدر طول مى‏دهند كه همه چيز خراب مى‏شود.8

17. هدف گرايى

محققان متوجه شده‏اند كه وقتى اشخاص، به ويژه در طول تحصيل، اهداف مشخص، كوتاه مدت و هيجان‏انگيز دارند، پيشرفت آنها بيشتر مى‏شود.

براى آن كه ببينيد چقدر هدف‏گرا هستيد، ميزان صادق بودن جملات زير را در مورد خودتان بسنجيد و براى هر يك از آنها، يكى از سه گزينه صحيح، غلط و مبهم را انتخاب نماييد:

1. من براى خودم، هدف‏هاى بلندمدت و كوتاه‏مدت دارم.

2. من وقتم را تنظيم و كارهايم را اولويت بندى مى‏كنم.

3. من هميشه فهرستى از كارها تهيه مى‏كنم و اكثر كارهايم را با موفقيت انجام مى‏دهم.

4. من براى كارهايم زمان تعيين مى‏كنم و هميشه آنها را پيش از موعد انجام مى‏دهم.

5. من هميشه دقت مى‏كنم تا به اهدافم برسم.

6. حتى وقتى مشكلات زياد مى‏شوند، من از برنامه غافل نمى‏شوم.

7. من هميشه به دنبال طراحى اهداف جالب هستم.

اگر از بين گزينه‏هاى فوق، پنج مورد صحيح باشد، شما انسان هدف‏گرايى هستيد.

18. چند راه مفيد

1. از هيجانات منفى، زائد و عقده‏اى در اين دوران بپرهيزيد.

2. بسيارى از عصبانيت‏ها، ريشه در نادانى، ناآگاهى و قضاوت‏هاى عجولانه دارد؛ پس همه چيز را با تأمل بررسى كنيد.

3. لحظات شاد را غنيمت بشماريد.

4. در دوران دانشجويى، ورزش را در برنامه روزانه خود بگنجانيد.

5. مطالعات تكميلى درس‏ها و حتى مطالعه غيردرسى را فعال كنيد.

6. فرهنگ تفسير مثبت را در زندگى‏تان تقويت كنيد.

19. خردمندى

دوران دانشجويى، دوران خردمندى و خردورزى است. جايگاه شما در جامعه، بسيار مهم، ارجمند و عزيز است؛ پس قدر آن را بدانيد. مهم‏ترين مسائل در اين دوران عبارتند از:

1. سوخت‏گيرى علمى و پژوهشى و به دنبال كسب علم و روش‏مندى رفتن.

2. خردمند كردن روح خستگى‏ناپذير و جست‏وجوگر خود.

3. جست‏وجوگر بودن؛ نه مصرف كننده علم بودن.

4. انجام تكاليف به صورت علمى و خلاق.

20. انقلاب شناختى

بهترين دوران عمر، دوران جوانى و بهترين كار در اين دوران، اشتغال به تحصيل است. داشتن تفكر انتقادى، استدلالى و حل مسئله‏اى، شما را در يك توفان مغزى9 قرار مى‏دهد. تفكر عميق و ارزيابانه، مستلزم دانش دقيق و سپس كاربرد آن دانش و تجزيه و تحليل درست و تركيب و ارزشيابى آن است.

اگر مى‏خواهيد به اوج شناخت يا انقلاب شناختى برسيد، خوب بياموزيد و خوب تجزيه و تحليل كنيد.

به قول يكى از روان شناسان، اگر خوب تجزيه و تحليل10 نكنيم، ممكن است هم تجزيه شويم و هم به تحليل برويم.

پس بدانيد كه شما مى‏توانيد در مرحله شناخت، يك معجزه‏گر باشيد؛ كافى است با برنامه، در برنامه و به سمت اهداف ارزشمند گام برداريد. در اين صورت، آينده از آن شماست.


2 نوشته شده توسط کاوش در جمعه بیست و یکم مهر 1385 و ساعت 11:47 |